تبلیغات

یلدا و زیبایی شناسی امید

یلدا و زیبایی شناسی امید

یلدا و زیبایی شناسی امید

آیین یلدا چون آیین های دیگری که در نقاط مختلف جهان برگزار می شود، یک آیین تقویمی است، به دیگر سخن این آیین از تغيير فصول تاثیر می گیرد. همچنان که می دانید، در ایران باستان فصول به دو فصل تابستان و زمستان نقسیم می شد و این آیین، برابر با انقلاب زمستانی و مطلع بهار است.

آیین های بهاری

آیین های بهاری در کشورهای غربی و حتی شرقی چون چین در زمستان یعنی پیش از اعتدال بهاری برگزار می شود. شب يلدا نیز همین مضمون را دارد، یعنی پایان درازترین شب سال، کوتاه تر شدن شب ها و بلندتر شدن روز ها است.

به همین دلیل آن را آیین تولد خورشید نیز نامیده اند و اسطوره شناسانی چون مهرداد بهار، یلدا، سده و نوروز را مراحل تولد، چهل روزگی و بلوغ خورشید می دانند.

تنوع فرهنگی موجود در میان اقوام ایرانی که در آیین هایی چون یلدا به وحدت می رسد، نشان می دهد که ما برای هر یک از مقاطع مهم چرخش فصول، انقلابها و اعتدال های پاییزی (مهرگان)، زمستانی (یلدا)، بهاری (نوروز) و تابستانی (نوروز بل اشیانی، نوروز صیادی دریایی) یک آیین داشته ایم.

اما در پاسخ به سوال شما که این آیین چه پیامی را در طی نسل ها انتقال داده است، باید گفت، در نظام معنایی و زیبایی شناسی آیین یلدا ، چند معنای امید، شادمانی جمعی و خانواده برجسته است.

البته این دال های عمده، در طیف وسیعی از صور نمادین و خرده آیین ها به مثابه صورت ها و دال های سیال ظاهر می شوند: سنت های قصه گویی، آیین های پیش بینی، سفره نمادین یلدا، میوه ها و خشکبار یلدایی، شعر حافظ و فردوسی، همچنان که در ریشه سریانی نام یلدا نهفته است، یلدا حکایت تولد است.

اما تولد جسمانی تنها یک بار رخ می دهد، پس یلدا چون نوروز از بازتولد (rebirth) که باززایی اخلاقی، معنوی و مبتنی بر خودآگاهی است حکایت دارد.

شاید برایتان جالب باشد: پک تبلیغاتی یلدا D1

نماد پردازی آیینی

یلدا نیز چون نوروز در گونه ای دیگر از نمادپردازی آیینی، نو شدن انسان در برابر کهنگی و پذیریش و گشودگی در برابر امر نوین است و این در حالی است که نو شدن خود در سرشت خویش یک امر اخلاقی است. این نو شدن پیوندی عمیق با بایوکراسی یا زیست سالاری دارد که بنیاد مردم سالاری است و از این لحاظ شبیه نوروز است.

به واقع يلدا اميد جمعی را خلق می کند، امید به زایش، تولد، نو شدن، روشنایی، شادمانی و کامیابی جمعی. شاید یکی از میان نسلی ترین آیین های ایرانی را بتوان يلدا نامید، که در آن قصه گویی با قصه گویی حلقه ای از حاضران جشن از بزرگ تا کوچک رخ می داد. حلقه میان نسلی قصه گویی و افسانه سرایی یلدایی متاسفانه نزول یافته است.

آیین های جذاب يلدا

از آیین های جذاب يلدا هم مثل چله زری دیگر خبری نیست. در حالی که خوان نوروزی یا همان سفره هفت سین بر جای خود به قوت مانده اما از خوان یلدا و عناصر گیلدی آن، چون آجیل یلدایی، دیوان حافظ و شاهنامه فردوسی، گل نرگس و غیره خبری نیست.

اما یلدا همچنان آیینی قدرتمند و یکی از خانوادگی ترین آیین ها در ایران در کنار نوروز است و شاید یکی از چند صورت اصلی فرهنگ شادمانی در ایران. در زمان ما تناول انار و هندوانه و خواندن شعر حافظ چون گذشته نقشی عمده بازی می کنند اما شاهنامه خوانی اگر اشتباه نکنم در میان عشایر ایران به نظرم کم رنگ تر شده است.

آیین یلدا

آیین یلدا چون آیین چهارشنبه سوری و سیزده بدر جز آیین های مردمی بوده است و این آیین ها هویت خود را تا تاریخ معاصر ادامه داده اند، اما یکی از نتایج فرایند نوسازی شبیه شدن آیین ها به هم بوده است بنابراین به نظرم یلدای باستانی که مد نظر شما است تا همین حدود پنجاه شصت سال پیش تداوم داشته و در کار ارزشمند استاد انجوی شیرازی می توانید صورت های متنوع آن را مطالعه کنید.

به نظرم به سه شکل می توان به این سوال پاسخ داد که چرا این آیین در شب برگزار می شود؟، یکی از منظر عرفان ایرانی است که به نظرم متفاوت از دوگانه گرایی باستانی ایرانی است و آن این که شب و روز و روشنایی و تاریکی از هم جدا نیستند مثل رابطه بدن و روح.

اما در نگاهی دیگر باید گفت با توجه به طول زمان برگزاری این آیین که از شب تا صبح تداوم دارد، مردم از شب تا صبح تولد خورشید را در انتظاری شادمان جشن می گیرند، چون خانواده ای که قرار است صبح زود شاهد چشم گشودن فرزند تازنینش باشد.

بیشتر بدانید: آشنایی با انواع گیفت تبلیغاتی زرین

نگاه سوم

اما نگاه سوم، که در شعر فارسی هم از آن در قالب شب هجران و صبح وصل یاد شده، این حکایت زمستان هنجاری و بهار احساسی است که من در کتاب وضع آیینی و وضع هنجاری (آمستردام نوامبر ۲۰۱۳) از آن سخن گفته ام.

در دانش فرهنگی مردم ایران در قالب باورهای مربوط به پزشکی مردمی (ethno medicine ) برای آن کارکردهایی در نظر گرفته اند اما فکر می کنم نمادپردازی قدرتمندی در مورد رنگ شناسی فولکلوریک وجود دارد، میوه های تر چون انار و هندوانه با رنگ قرمز و سبز خود و حتی میوه های زرین فامی چون پرتقال و نارنگی یادآور خورشید، بهار و برکت و زایش اند.

در حوزه فرهنگی شمال از ازگیل هم استفاده می شود. دانه ها و خشکبار نیز دارای معانی نمادین و زیستی در این آیین هستند. همچنان که پیشتر نیز گفته و نوشته ام، شعر حافظ چند صدایی و پولی فونیک است و آیینه ای از وحدت ایرانیان و به این دلیل شعر او با يلدا و نوروز در هم تنیده است. البته پیشتر شاهنامه با توجه به روایت های غنی خود برای عشایر ایران نیز همین جایگاه را در نزد عشایر داشت.

و یکی دیگر از آیین های مهم در شب یلدا و نوروز دادن هدیه و گیفت یلدا به به دوستان عزیزان و مهمانان می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *